حسين بن حسن خوارزمي

750

شرح فصوص الحكم

« 75 » » . و از براى كمالى كه در علم باطن داشت در بيان تأويل وقايعى كه موسى را استطاعت صبر بر آن نبود . در دفعه اولى تخصيص ارادت به نفس خويش كرد كه « فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها » « 76 » ، و اخبار [ كرد ] بطريق تقييد از ارادهء بعضى معلوماتش كه در باطن داشت . و در دوم جمع ضمير كرد كه « فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْه زَكاةً » « 77 » . و در سيوم توحيد ضمير كرد و اخبار فرمود از ارادهء باطنه ربّانيه . و همه از او اشارت است به سرّ توحيد و احديت ارادت و تصرف و علم در ظاهر و باطن از سر ذوق و خبرت . و يك صفت را در صور مختلفه آوردن اشعار و تنبيه است بر آن كه ، اين مختلفات جمله از يك اصل است وين جمله چگونه ها از آن بىچون است اگرچه به واسطهء نسب مختلف نمايد اما بحسب حقيقت هيچ تعدّد نيست . و اين از اسرار علوم ولايت است . بيت : در چشم تو صورت ار چه بسيار آمد چون درنگرى يكى بتكرار آمد گر قدرت و فعل هست ما را نه ز ماست ز آنست كه او به ما پديدار آمد و اما موسى - صلوات الله عليه و سلامه - صورت اسم ظاهر است و مقام او مقام قلب ، و او را علوم رسالت و نبوت و تشريع است از « امر بالمعروف و نهى عن المنكر » و حكم به ظاهر . و از براى همين معنى معجزات او در غايت ظهور و وضوح بود . پس چون خداى - جلّ ذكره - خواست كه موسى را تكميل كند به جمع ميان تجليّات ظاهره و باطنه و علوم نبوت و آن چه در استعداد اوست از علوم ولايت ، و حال آن كه موسى در ميان جمعى كثير از بنى اسرائيل دعوى كرده بود كه اعلم اهل ارض منم ، لا جرم حق - سبحانه و تعالى - وحى فرستاد كه ما را بنده [ اى ] در مجمع البحرين - يعنى ميان بحر وجوب و امكان يا ميان بحرين ظاهر و باطن يا نبوت و ولايت - است « 78 » كه اعلم اهل ارض حال اوست . پس از خداوند تعالى خواست كه صحبت او را روزى كند ، و طلب اجتماع

--> « 75 » س 18 ى 65 . « 76 » س 18 ى 79 . « 77 » س 18 ى 81 . « 78 » قا : « است » نبود .